آخرین غمگین

شعر فارسی و غزل عاشقانه

الو خدا
ببخشید سالها پشت خطه انتظارم بودی
چرا گوشیت انتن نمی ده
اگه این پیغام خوندی بهم زنگ بزن
منکه می دونم تو منو می بخشی

نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت 7:22 توسط شایان| |

ای دله من چه دیدنیست؟

 

منظره شکسته ات

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعت 23:48 توسط شایان| |

جدا بودن به نفع هر دو مونه

پس برو

حلالم کن که شاید برنگردم

نوشته شده در جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 13:26 توسط شایان| |

آقا بیا زقصه ها از غمت  تو بگو
از نیامدنت از دیر کردنت تو بگو

 

نیمه شعبان مبارک

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 15:5 توسط شایان| |

آخر جاده دلتنگی خداست

نوشته شده در جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 3:31 توسط شایان| |

گریه آخرین حرف یک مرد

نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 10:34 توسط شایان| |

حال که قلبم را شکستی برو

اما آهسته تر

تا شکسته های قلبم نرود پایت

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392ساعت 21:33 توسط شایان| |

از سجاده های نماز هراس دارم

میدانی چرا؟

 انقدر که آدم  را وابسته می کنند

 خدا از یا می رود

((آخرین غمگین ))


نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392ساعت 13:4 توسط شایان| |


گریه هایم را خدایی می کنم تا بگذرد این روزهای بی کسی

شعر از آخرین غمگین

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 21:5 توسط شایان| |

    من بی کسم اما.. "هـا" می کنـم دستی

     می دانم این ساعت، هم درد من هستی

                           از شوق تو خیس است، چشمی که نابیناس

  جز  تو  نخواهـــد دید ، شــاید ندانستـــــــــــی

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 2:27 توسط شایان| |

یاد روزایی که دستام تو دستات بود بخیر

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 2:16 توسط شایان| |

عاشق بارونم
گریه هایم را می شوید
و تو می گویی
طفلکی می خندد
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 2:12 توسط شایان| |

خدیا خسته شدم؛ زندگیم باطل کن

یا که بیا المثنی عمر مرا صادر کن

محسن فتح الهی(کربلا عاشورای 1392)

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 1:46 توسط شایان| |

دلگیر ترین مرد زمینم

خدا می داند

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1392ساعت 8:25 توسط شایان| |


بیا گذشته هایمان را شخم بزنیم شاید عشقی تازه جوانه کند

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 16:55 توسط شایان| |


گاهی خدا هم دل مرا می شکند

شاید برای همان دلی که شکستم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 13:9 توسط شایان| |

چرا همش  دلم می گیرد  یک بارم من دلم را بگیرم

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 21:37 توسط شایان| |

اندازه تمام نفس های خسته ات حسین

آقا به نفس بده تا نوکرت شوم

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 18:52 توسط شایان| |


سری به نیزه بلند است در برابر زینب

 خدا کند که نباشد سربرادر زینب

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1392ساعت 17:23 توسط شایان| |

سلامتی مادری که ۵سال یچه اش ندیده ولی هنوز

 امیدواره بیاد پیشش

به یاد  آیه  مادری فداکار و پسرش رادین

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 16:20 توسط شایان| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



مینی تولز