X
تبلیغات
آخرین غمگین
آخرین غمگین

شعر فارسی و غزل عاشقانه


آنـــقدر نـفس مـی کــشم …

تـــا،

تمـــام شـود...

همـه ی آن “هوایی” کـه،

ســـراغ ِ تـــو را مـی گــــیـرد…

نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 14:13 توسط شایان| |

بیا

و قلک تنهاییم را بشکن

ببین بانک تنهاییم را

 سرمایه دار شدم




نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 9:15 توسط شایان| |

خدایا

تنهاییم را با تو قسمت می کنم

زیرا می دانم تو از همه عالم و آدم تنها تری

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 9:6 توسط شایان| |

راستی خدا

نخ های سیگارم تمام شده

دوباره سیگار بخرم؟

یا برش می گردانی

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 21:18 توسط شایان| |


این روزها تصمیم گرفته ام بیشتر ازتو

حال سیگارم را بپرسم



نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 18:32 توسط شایان| |

سیگارم را بیشتر دوست دارم

تمام تنهایی هایم را پر می کند

دودش

در سینه ام جا دارد

تا آخرین نفسش برای من می سوزد

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 11:9 توسط شایان| |

مادر

ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت  / زهرایی و خورشید غبار قدمت

کی گفته که تو حرم نداری بانو؟  / ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت


نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 10:11 توسط شایان| |

عالم اگر شود همه یک چشم پر زاشک

آیا برای فاطمه (س) این اشک مرحم است

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 12:7 توسط شایان| |

کودکان  مدرسه پیرانشهر خنده را فراموش کردن

جناب آقای وزیرشما چی؟



نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391ساعت 14:20 توسط شایان| |

حرارت لازم نیست


گاهی با یک سردی نگاهت آتش می گیرم

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت 17:44 توسط شایان| |

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت 8:58 توسط شایان| |

انقدر سیگار کشیدم از دوریت

سیگار جای عشقت را گرفت

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت 8:56 توسط شایان| |

بعضی ها ازم میپرسن آخرین غمگین یعنی چی؟

منم میگم آخرین غمگین یعنی آخرین غمگین

نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:25 توسط شایان| |


نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 20:23 توسط شایان| |


اگه دوباره منو دیدی صدای قلبمو شنیدی

اگه به زخم غرورم نمک پاشیدی و خندیدی

نفرینت نمیکنم نفرینت نمیکنم نفرینت نمیکنم

به عشق ترانه های سردم توی اوج لحظه های درد

مثل آخرین دروغت که گفتی برمیگردم

به خونه برمیگردم نفرینت نمیکنم

نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1391ساعت 20:52 توسط شایان| |

اهنگ جدید نفرین نمی کنم تقدیم به همه بازدید کنندگان عزیز

نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 16:48 توسط شایان| |


مگسي را كشتم


نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید،

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!

ای دو صد نور به قبرش بارد؛

مگس خوبی بود...

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

مگسی را کشتم ...!

نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 12:31 توسط شایان| |

صد سال در بیابان آواره شوی / به از آن است که در خانه محتاج نامردان شوی
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1391ساعت 22:11 توسط شایان| |

این روزها بازار نامردی رونق گرفته است

شنیده ام  سرمایه دار شدی

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 22:18 توسط شایان| |

 

وقتی بخاطر ظاهرم ولم کردی یاده اون روز افتادم که یه روز میخوای پیر بشی

دعا میکنم عشقت تنهات نذاره


نوشته شده در جمعه هشتم دی 1391ساعت 21:34 توسط شایان| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ



مینی تولز